سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
پایمرد ، خواهنده را همچون پر است . [نهج البلاغه]

پاسخ به سوالی معروف در مورد جلیلی و بررسی دو سناریوی انتخابات

ارسال‌کننده : ح.کنجکاو در : 92/3/22 12:35 صبح

در این نوشته می خواهم دلیلی را بررسی کنم که بسیاری از کسانی که نمی خواهند به جلیلی رای بدهند آن را به کار می برند. آن دلیل این است که "تحریم های اخیر به خاطر نحوه مذاکرات جلیلی است و به خاطر جلیلی است که ما از طرف شورای امنیت تحریم می شویم و اگر جلیلی رئیس جمهور بشود تحریم ها چند برابر می شود".

سعید جلیلی

اولا باید گفت که تحریم های اخیر برنامه ای از اندیشکده های امریکایی(think tank) است که سالهاست(بسیار قبل تر از مذاکرات هسته ای و در آغاز انقلاب) بر روی حذف دشمنی به نام ایران متمرکز شده اند. در همین راستاست که در اول انقلاب بحث تجزیه کشور پیش آمد و بعدتر جنگ تحمیلی. بعد از نا امیدی از جنگ نظامی نبرد فرهنگی آغاز شد و حالا بعد از نا امیدی از به نتیجه رسیدن کوتاه مدت نبرد فرهنگی، جنگ اقتصادی را شروع کرده اند. بهانه جنگ اقتصادی موضوعی بود به نام برنامه ی هسته ای ایران. قرار بود به علت ترسناک بودن سلاح های هسته ای برای همه مردم و دولت های دنیا این موضوع به ایران نسبت داده شود تا هم بهانه ای برای انواع فشارها، از جمله اقتصادی بر علیه ایران پیدا شود و هم این که با وادار کردن کشور ایران به عقب نشینی از آن پلی برای مجبور کردن ایران به تغییر رفتارش در جهان اسلام و دنیا بسازند و هم مردم عزتمند ایران را تحقیر کنند و آنان را درس عبرتی برای بقیه کشورها که هوس استقلال و دیانت دارند بکنند. ما در این سیاست تجربه دو نوع رفتار را داریم. رفتار نوع اول که در زمان آقای خاتمی و با مسئولیت روحانی در جریان بود بنا بر این بود که ما عقب نشینی کنیم تا غربی ها نیز از فشارهای خود دست بردارند و این کار تا جایی ادامه پیدا کرد که ما عقب نشینی کردیم ولی برخلاف تصور آقایان روحانی و خاتمی غرب نه تنها عقب نشینی نکرد و هیچ امتیازی به ایران نداد بلکه بعد از تعلیق کامل فعالیت های هسته ای کشورمان حتی جری تر هم شد و تقاضاهای بزرگتری از ایران کرد و در ضمن آن پرونده ایران را به شورای حکام آژانس انرژِی اتمی ارجاع داد و فی الواقع کلید شروع قطع نامه ها بر علیه ایران از آنجا خورد. این روند با دخالت مستقیم رهبری در آن قطع شد. روال بعدی وقتی پیش آمد که لاریجانی و بعد از آن جلیلی سکان هدایت مذاکرات را به دست گرفتند. بعد از شروع روند جدید به علت عقب نشینی های بیش از اندازه تیم قبلی و جری شدن غربی ها وقتی تیم جدید در مقابل خواسته های غیرمنطقی غربی ها مقاومت کرد آنها نیز(در زمان لاریجانی) با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، شروع به تصویب قطع نامه های بی بخاری در مقابل ایران کردند که بیشتر جنبه سمبلیک و ترساننده داشت که از زمان مسئولیت جلیلی آنها تنها یک بار موفق به اجماع در شورای امنیت و صدور قطع نامه شدند. آقای جلیلی و تیم های قبلی همگی به نیت مذاکره و حل و فصل موضوع اقدام می کردند ولی تفاوت در اینجا بود که تیم روحانی در مقابل وادادن و تحقیر ملت ایران چیزی عایدش نشد ولی جلیلی مذاکرات را بر مبنای حفظ حقوق اساسی مردم پیش برد که در آن تنها زمانی عقب نشینی می شد که غرب نیز متقابلا عقب نشینی کند. در این زمان بارها غرب نیت خود در عدم به نتیجه رسیدن مذاکرات و هدفش برای رسیدن به اهدافی که در اول مقاله عرض شد را به اثبات رساند که از جمله آن فرستادن ترکیه و برزیل برای میانجیگری به تهران بود ولی بعد از اینکه توافق حاصل شد با قلدری آن را زیر پا گذاشت. اما موضوع ادامه داشت تا زمانی که استراتژی جدید غرب یعنی تحریم های فلج کننده بر ایران آغاز شد. از آنجا که تیم مذاکره کننده جدید قوی کار می کرد و اکثر کشورهای دنیا در این منازعه به ایران حق می دادند غرب نتوانست تحریم های شدید خود را از طریق شورای امنیت و با اجماع کشورهای عضو شورای امنیت به انجام برساند و امریکا مجبور شد که به تنهایی این کار را انجام دهد. در این راستا امریکا کشورهای مختلف را جداگانه مجبور کرد که علی رغم میل شان نفت ایران را تحریم کنند و ایران را از درامد سرشار نفت محروم کند و از طرف دیگر نیز طی اقدامی بی سابقه در تاریخ جهان بانک مرکزی ایران را تحریم کرد تا از این طریق و به بهانه برنامه هسته ای ایران اهدافی که در اول مقاله به عرض تان رسید را محقق کند. خوشبختانه ایران تا به حال علی رغم فشارهایی که تا به حال به آن آمده -که نوعا تاریخ بی سابقه است- توانسته موج تحریم ها را هضم کند و کاری کند که مردم فشار کمتری احساس کنند. حال در انتخابات جدید ایران و امریکا بر سر دوراهی هستند یک راه به سمتی است که ایران با انتخاب روحانی رسما از مواضع هسته ای خود عقب نشینی کند. در صورت تحقق این سناریو امریکا بعد از سالها می بیند که یکی از سناریوهای آن محقق شده است پس با خوشحالی تمام اول برای تثبیت قدرت وادادگان در ایران، کمی از فشار ها را کم می کند ولی بعد از مدت کوتاهی دوباره با همان بهانه ها و یا بهانه های جدید تر تحریم های سخت تری را به ایران اعمال می کند تا به طور کامل سیاست های اصولی انقلاب زیرپا گذاشته شود و با پیش روی های قدم به قدم، ایران را از یکی از کاندیداهای قدرت برتر جهان در دهه های آتی به کشوری درجه سوم در جهان تبدیل کند و به این وسیله شعله بیداری اسلامی ظلم ستیزی و اسلام خواهی را برای همیشه در جهان نابود کند. البته باید به این نکته اذعان کرد که بعد از مدتی عقب نشینی توسط آقای روحانی ایشان مانند گذشته دوباره پشیمان خواهند شد و می خواهند که مقاومت کنند در صورتی که توانش را نخواهند داشت دراین زمان به علت عقب نشینی های ایران غربی ها بارها قدرت مند تر و سر سخت تر شده اند و ایران نیز در مواضع خود بسیار ضعیف شده است و در واقع ایران به لحاظ سیاسی به سال های 83-84 که تازه اول مقاومت بود برمی گردد در صورتی که از لحاظ اقتصادی بسیار تضعیف شده و از لحاظ سیاسی نیز بسیار تحقیر شده است و شاید تا به آن موقع بیداری اسلامی از بین رفته باشد. در سناریوی دوم که انتخاب جلیلی است غرب می بیند که علی رغم تصورش تحریم ها ایران را از مقاومت پشیمان نکرده است پس شروع به بررسی سناریوهای جدیدتری برای مقابله با ایران می کند و از ادامه تحریم ها نا امید می شود و یا لااقل برعکس سناریوی اول آنها را تشدید نخواهد کرد.

 

حقیر سناریوهای پیروزی قالیباف و یا شخص دیگری را به علت مشخص نبودن مواضع "واقعی" آنها نمی توانم پیش بینی کنم.

 

یا علی





کلمات کلیدی :